محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
352
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ساختار ادبى خير : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « أنت خير مأمول » . و لكلّ . . . مثوبّة : خبر مقدم و مبتداى موخر است . من جزاء : جار و مجرور متعلق به « مثوبة » است . دليلا : حال براى « ك » در « رجوتك » . شرح و تفسير ( لم تلحقه في ذلك كلفة و لا اعترضته في حفظ ما ابتدع من خلقه عارضة و لا اعتورته في تنفيذ الامور و تدابير المخلوقين ملالة و لا فترة ) خستگى و مشقت و ضعف و ملالت و . . . از عوارض اجسام است و خداوند جسم ندارد و از حوادث متأثّر نمىشود . او اثر مىگذارد و اثر نمىپذيرد ، تغيير مىدهد و خود تغيير نمىكند . هيچچيز نمىتواند او را از انجام كارى بازدارد . او بر همه چيز توانا است و از هر جهت كمال مطلق است . ( بل نفذهم علمه ) خداوند بدون زحمت و تلاشى به همه چيز علم دارد . ( و أحصاهم عدده ) خداوند بدون وجود مانعى از تعداد همگان آگاه است . ( و وسعهم عدله ) عدل تشريعى و تكوينى خداوند در جهان فراگير است ، چرا كه هر چيزى را در جاى و مرتبه خود قرار داده و به نيكويى و استوارى تدبير كرده است . ( مع تقصيرهم عن كنه ما هو أهله ) هرچه آفريدگان در طاعت خداوند كوشش كنند و شكر او را به جاى آورند ، نمىتوانند اندكى از حق او را برآورده سازند . ( اللّهمّ أنت أهل الوصف الجميل ) خردهاى وصفكنندگان از درك او ناتوان است . ( و التّعداد الكثير ) كمالات و كلمات خداوند ، بىپايان هستند : « و اگر آن